۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۱۱

تاثیر تربیت خانوادگی در روحیات افراد/ چرا جوانان امروز پرخاشگر هستند

تاثیر تربیت خانوادگی در روحیات افراد/ چرا جوانان امروز پرخاشگر هستند

نابساماني نسل جوان امروز به دليل عدم تربيت كافي آنان در دوران كودكي است و متاسفانه پدران و مادران امروزی خود را مسئول تغذيه جسمي كودكان مي دانند اما از تغذيه رواني آنان غافل هستند.

به گزارش خبرگزاری مهر، يكي از وظايف اساسي خانواده علاوه بر دنيا آوردن فرزندان توجه به مسائل تربيتي آنهاست. خانواده با فراهم كردن محيط مساعد، امكانات و شرايط مناسب و نظارت بر تربيت و آموزش فرزندان چنين كاركردي را مهيا مي سازد. در گذشته و قبل از تاسيس مكاتب و مدارس تمام وظايف تعليمي و تربيتي و ايجاد مهارت هاي شغلي بر عهده خانواده بوده و كودكان و نوجوانان از طريق آموزش هاي غير رسمي و نزد پدران و مادران و افراد بزرگسال خانواده با آداب اخلاقي اجتماعي و همچنين حرفه و مشاغل مختلف جامعه آشنا مي شدند.

با توجه به شرايط فعلي زندگي به خصوص در جوامع پيشرفته و پيچيده مقداري از اين كاركرد بر عهده مهد كودك ها، مدارس و ديگر موسسات آموزشي و تربيتي گذاشته شده است. با اين حال توجه به اين نكته ضروري است كه هيچ يك از اين موسسات قادر نخواهند بود تاثيرات خانواده را به صورت كامل داشته باشند. بر اين اساس ضروري است خانواده ها سهم خود را در اين وظيفه به خوبي رعايت نموده و بر اهميت آن اذعان داشته باشند.

چه بسا نابساماني نسل جوان امروز به دليل عدم تربيت كافي آنان در دوران كودكي است. امروزه ما به عنوان پدر و مادر با كوشش فراوان خود را مسئول تغذيه جسمي كودكان مي شناسيم و از تغذيه رواني آنان غافل هستيم.

صرف نظر از استثنائات كه هيچ وقت نمي تواند ملاك عمل واقع شود تربيت واقعي كودكان معمولا در محيط خانواده و در دست پر قدرت مادر است و همان طوركه مادران با مطالعات و افزودن دانش خود در تهيه غذاي مناسب تر و لباس زيباتر براي فرزندان خود كوشا هستيم. لازم است در مشكلات زندگي و برخوردهاي روزانه نيز راهنماي آنان باشيم. در صورتي كه اين روزها به علت دوري مادرران از محيط منزل علاوه براينكه تربيت كودكان به دست پرستاران ناوارد و بي علاقه افتاده و خود مادران نيز به هنگام مراجعت به منزل به علت كار روزانه زياد آنقدر خسته اند كه قدرت مصاحبت با فرزندان را از دست داده اند و يا به علت اشتغال هاي نامناسب به قسمي تغيير خلق و خو داده اند كه آن عاطفه و احساس محبت واقعي مادري را به كلي فراموش كرده اند.

بدون شک زنان در اجتماع مسئوليتي بس مهمتر از پشت ميز نشستن و مديركلي را دارند كه تربيت فرزندان است و بدبختانه اين روزها به عنوان كسب استقلال مالي و يا كمك به بودجه خانواده آن را به كلي فراموش كرده اند و كودكان را تنها و بي پناه، بي سرپرست و بي كس در خانه رها كرده اند و در بزرگي از اينكه كودكشان جواني پرخاشجو و آزار رسان، انتقام جو و تندخو وبي بندوبار و نابسامان بار آمده در شگفت مي شوند در صورتي كه در حقيقت خود مسئول اين طرز پرورش بوده اند.

شكي نيست هيچ كودكستان و پرورشگاه يا دامان مادربزگان بي حوصله نمي تواند و ظيفه مادري را آن طور كه لازم است انجام دهد تحقيقات نشان داده كودكاني كه دور از محيط خانواده تربيت مي شوند علاوه بر اينكه ديرتر زبان باز مي كنند و ضريب هوششان كمتر است بعدها افرادي تندخو، بي محبت و پرخاشجو و نابسامان شده اند كه نه به حق خود قانع بوده اند و نه حق و حقوق ديگران را رعايت كرده اند و نه از حقوق اجتماعي و تربيت واقعي بويي برده ونه عواطف انساني را داشته اند و يقينا علت اصلي نابساماني و جنگ و جدل ها خودخواهيها و منفعت طلبي هاي نسل جوان در تمام دنيا نيز همين نابساماني آنان به علت  بي مادري است كه آنان را فاقد عواطف انساني ساخته است.

براي داشتن كودكان سالم و تربيت شده كه قدرت سازش با درون خود و طبيعت و محيط زندگاني را داشته باشند داشتن يك خانواده سالم و آرام از جمله واجبات است. از وظايف مهم خانواده تامين امنيت جسمي و روحي براي هريك از اعضاي خانواده است تا از اين طريق سلامت روحي آنها تضمين گردد. تامين غذا، بهداشت و جو مناسب عاطفي و رواني شرايط را بر رشد و شكوفايي افراد فراهم مي سازد. بديهي است در خانواده هايي كه اين كاركرد با مشكل رو بروست زمينه را براي ابتلا به انواع بيماري ها فراهم مي سازد. لازم است تك تك افراد ابتدا در زمان تشكيل خانواده و بعد از آن در طول زندگي مشترك به نيازهاي عاطفي رواني خود و بقيه افراد خانواده توجه داشته و به آموزش و كسب اطلاعات لازم در اين زمينه ها رغبت نشان دهند.

بنابراين زوج هايي كه سلامت رواني كافي ندارند، اغلب فرزنداني ناسازگار و ناسالم پرورش مي دهند. مادران افسرده اغلب فرزندان افسرده دارند و افراد افسرده چه از لحاظ فردي و چه از لحاظ اجتماعي با مشكلات زيادي مواجه هستند. اين مسئله تنها به افسردگي ختم نمي شود، كليه ناراحتي هاي روحي چه ضعيف و چه خفيف در جو عاطفي خانواده انعكاس نامطلوبي دارد.خانواده مشكل دار در علت شناسي آسيب هاي اجتماعي بسيار حايز اهميت است.

کد مطلب 2070651

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha